تبليغاتX
::: بر باد رفتــــــه :::
 

 

 

 
 

چه کسي خواهد ديد .... چه کسي خواهد گفت .... که چگونه از دم حادثه‌ها .... در تهاجم مي‌شکنند عاطفه‌ها .... و تمام خاطرات زندگي .... از بلنداي هراس انگيز خشم .... ناجوانمردانه در قعر حماقت سرنگون مي‌گردند

 

 
   
         دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384 -- 22:31   

 

 
            تا حالا شده تو اتاقتون با اهنگ هایده سال تحویل کنید؟؟؟
 
     

مستی ام درد منو دیگه دوا نمی کنه، غم با من زاده شده منو رها نمی کنه...

شب که از راه می رسه ،غربتم باهاش میاد، توی کوچه های شهر باز صدای پاش میاد ...

من غمای کهنه مو بر می دارم، که توی میخونه ها جا بذارم

می بینم یکی میاد از میخونه، زیر لب مستونه اواز میخونه

مستی ام درد منو دیگه دوا نمی کنه، غم با من زاده شده منو رها نمی کنه...

گرمی مستی نات توی رگهای تنم، گمونم دلم می خواهد با یکی حرف بزنم،

کی میاد به حرفهای من گوش بده، اخه من غریبه هستم با همه ،

یکی اشنا میاد به چشم من ولی از بخت بدم اونم غمه، ولی از بخت بدم اونم غمه

مستی ام درد منو دیگه دوا نمی کنه، غم با من زاده شده من رها نمی کنه ...

خسته از هرچی که بود ،خسته از هرچی که هست...

راه می افتم که برم مثل هر شب مست مست...

باز دلم مثل همیشه خالیه، باز دلم گریه تنهایی می خواهد،

بر می گردم تا ببینم کسی نیست ،می بینم غم داره دنبالم میاد...

مستی ام درد منو دیگه دوا نمی کنه غم با من زاده شده منو رها نمی کنه منو رها نمی کنه...

 
    +    کتایون  |   

 
         چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384 -- 1:51   

 

 
            چهار شنبه سوری...
 
     

از این مردم گریزانم...

 مرا دیوانه می خوانند ...

نمی دانند که من پرورده دامان غمهایم ...

که من تنها ی تنهایم...

که من شبگرد بی فردای شبهایم ...

که من تنهای تنهایم....

 
    +    کتایون  |   

 
         چهارشنبه سوم اسفند 1384 -- 20:34   

 

 
            خدایا...
 
      اسیر بادهای سرد هستم

رفیق فصل های زرد هستم

ز من کاری به جز زاری نخواهید

که من در اختیار درد هستم

خدایا غرق دریای گناهم

ببین بیچاره ای گم کرده راهم

به سویت امدم اما تهی دست

غریبم ،خسته جانم،بی پناهم!!!

 
    +    کتایون  |